تبليغاتX
خورشید شب

خورشید شب

عدالت

رييس جمهوري ايران عدالت را ركن اصلي برپايي جامعه اسلامي دانست

 

                                  آقاي احمدي نژاد

رييس جمهوري اسلامي ايران، عدالت را ركن اصلي برپايي جامعه اسلامي دانست و افزود: بدون عدالت ، حاكميت اسلام مفهوم پيدا نمي‌كند و آنچه حاكميت اسلامي را تصمين مي‌كند، تحقق عدالت است.


به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، محمود احمدي نژاد كه شامگاه چهارشنبه در تالار اجتماعات سازمان فني حرفه‌اي ايلام در جمع منتخبين استان ايلام ، سخن مي‌گفت ، افزود: امروز دولت پرچم عدالت را برافراشته و تلاش مي‌كند تا حدتوان عدالت را در كشور اجرا كند.

احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه عدالت برخورداري همه نقاط كشوراز امكانات يكسان و فرصت دادن به همه اقشار جامعه براي بروز شايستگي‌ها و توانايي هايشان است ، تاكيد كرد: دولت برخواسته از اراده ملت، مصمم است كه با اين روش عمل كند.

رييس جمهوري با اشاره به اينكه اجراي عدالت، سخت‌ترين مرحله برپايي حكومت علوي و جامعه اسلامي است، اظهار داشت: برقراري و اجراي عدالت را اول بايد از خودمان آغاز كنيم ، اگر كسي نتواند عدالت را مورد خودش اجرا كند نخواهد توانست كه در جامعه مجري عدالت باشد.

احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه عدالت بايد به فرهنگ و مطالبه عمومي مردم تبديل شود، گفت: پذيرفتن و تحمل اجراي عدالت جزو سخت‌ترين مراحل تحقق و تكامل حكومت اسلامي است .

رييس جمهوري خاطرنشان كرد: اجراي عدالت بايد به مطالبه عمومي تبديل شود، درغير اينصورت كساني كه از اجراي عدالت ضرر مي‌كنند با هزاران ترفند درمقابل آن ايستادگي مي‌كنند .

احمدي نژاد اظهار داشت: وقتي دولت تصميم به اجراي عدالت در كشور گرفت كساني كه دستشان از بيت المال كوتاه شده و ويژه خواري آنها رفته رفته از بين مي‌رود، بر سر راه دولت سنگ اندازي مي‌كنند و به عناوين مختلف مانع ايجاد مي‌كنند .

رييس جمهوري ادامه داد: درحالي كه دشمنان نظام اسلامي در خارج حنجره دراني مي‌كنند و با ترفندهاي گوناگون براي نظام‌اسلامي و دولت مانع ايجاد مي كنند برخي از افراد در داخل كشور نيز با آنها همراه شده‌اند و به دولت ايراد مي‌گيرند.

احمدي نژاد بااشاره به مخالفتهاي كشورهاي غربي و استعمارگر براي دستيابي ايران به فناوري صلح آميز هسته‌اي،گفت: وقتي رييس جمهور شمابعنوان نماينده ايران در اجلاس سازمان ملل، حرف دل مردم ايران را مطرح كرد و از حق قانوني ملت ايران دفاع كرد، آنها ظالمانه قطعنامه‌اي عليه ايران در شوراي حكام تصويب كردند.

وي در ادامه يادآور شد، البته دولت به پشتوانه ملت هميشه در صحنه، محكم ايستادگي كرد و به غربي‌ها پيام داديم كه ما تا آخر ايستاده‌ايم و از حق خود نخواهيم گذشت و آنها نيز وقتي ديدندكه موضع جمهوري اسلامي ايران محكم است ، عقب نشيني كردند.

رييس جمهوري خاطرنشان كرد: اين درحالي بود كه متاسفانه در داخل كشور نيز عده‌اي كه با خواست خدا رفته رفته دستشان از بيت المال كوتاه مي‌شود با بيگانگان همصدا شدند و از دولت كه از حق قانوني ملت ايران دفاع كرده بود، انتقاد كردند.

احمدي نژاد در ادامه بيان مخالفتهاي داخلي و سنگ اندازي‌ها در راه فعاليت دولت در راه برقراري عدالت و اجراي آن گفت: وقتي دست برخي افراد سود جو و فرصت طلب از مراكز اقتصادي و مالي كشور همچون بورس كوتاه شد، ناجوانمردانه بازار بورس را با شكست مواجه كردند.

وي افزود: خوشبختانه از وقتي كه مديري جوان و لايق مسووليت بورس كشور را به‌عهده گرفته است، شاخص‌ها سهام رو به توسعه حركت كرده اما مخالفان دولت و كساني كه‌اجراي عدالت را به ضرر منافع خود مي‌بينند،بهبود وضعيت سهام در بورس را به موضعگيري آژانس درمورد ايران ارتباط دادند.

احمدي نژاد تاكيد كرد: با اجراي عدالت در سياستهاي پولي و مالي كشور ديگر اتفاق نخواهد افتاد كه فردي با رابطه مبلغ زيادي از بانكها وام بگيرد و با اين پول هيچ كار توليدي نيز انجام ندهد.

رييس جمهوري تاكيد كرد: اجراي عدالت كار سختي است و تنها راه دست اندازي به بيت المال ، همانا برپايي عدالت در همه عرصه‌هاي مديريتي و اجرايي كشور است.

احمدي نژاد همچنين در پاسخ به انتقادهايي كه در رابطه به بكاريگري نيروهاي جوان در مديريتهاي كشور به دولت مي‌شود، گفت: عده‌اي مي‌گويند چرا نيروهاي انقلاب توسط دولت جدي كنار گذاشته شده‌اند، آيا نيروهاي انقلاب همين ‪ ۵۰ ، ۴۰‬نفر رفقاي آنان هستند .

رييس جمهوري خطاب به مخالفان استفاده از افراد جديد در مديريتهاي كشور، گفت : اين شما هستيد كه خود را مالك كشور مي‌دانيد و به كسي اجازه اظهار نظر نمي‌دهيد.

احمدي نژاد تصريح كرد: من مطمئن هستم كه در كشور صدها هزار دولت توانمند، جوان و كارآمد وجود دارد و نيروهاي متعهد و پر تلاش در راهند كه بتوانند چرخهاي توسعه و پيشرفت كشور را به راحتي به حركت درآورند به شرطي كه به آنان فرصت داده شود تا بتوانند شايستگي‌هاي خود رانشان دهند.

رييس جمهوري با تاكيد بر اينكه انقلاب اسلامي ايران يك حركت تاريخي و ريشه دار و ادامه‌دهنده آرمان و راه انبيا و اوليا بوده است، گفت: همه ما امروز وظيفه داريم ايران اسلامي را به عنوان الگوي اسلامي و سكوي پرش براي رسيدن به نقطه موعود تبديل كنيم .

احمدي نژاد افزود: براي تحقق جامعه نمونه نيازمند انسانهاي فرهيخته و ساخته شده هستيم و همه ما اعم از دولت و ملت وظيفه داريم دست به دست يكديگر براي ساخته شدن جامعه و تحقق عدالت در كشور تلاش كنيم .

رييس جمهوري با اشاره به اينكه دولت بدون حمايت ملت معني نداردو دولت نيز بدون خدمت به مردم مفهوم پيدا نمي‌كند، افزود:مردم استان بايد براي سازندگي حركت كنند و دولت نيز با برطرف كردن موانع توسعه و پيشرفت از اين حركت مردم حمايت كند.

احمدي نژاد در بخش پاياني سخنان خود در پاسخ به اظهارات نمايندگان اقشار مختلف استان ايلام كه با بيان مشكلات و نيازهاي خود، رفع اين مشكلات را خواستار شده بودند، گفت: بامشكلات استان ايلام آشنا هستم و به اميد خدا در جلسه فرداي هيات دولت كه در ايلام تشكيل خواهيم داد، براي حل اين مشكلات تصميمات لازم رااتخاذ خواهيم كرد.

رييس جمهوري با تاكيد بر اينكه تصميم‌گيري در اطاقهاي دربسته، نتيجه اي نخواهد داشت، گفت: تصميم برگزاري جلسات دولت در استانهاي كشور بويژه استانهاي محروم بخاطر اين بود كه وزرا و اعضاي دولت از نزديك با مشكلات مردم آشنا شوند و رنجها و نيازهاي مردم مناطق محروم را لمس كنند.

احمدي نژاد خاطرنشان كرد: براساس برنامه ريزي‌هاي انجام شده در دولت هر دوهفته يكبار به يكي از استانها سفر خواهيم كرد و با تشكيل جلسه دولت در آن استان براي حل مشكلات استانها تصميم‌گيري مي‌كنيم.

رييس جمهوري در پايان از مردم و مسوولان استان ايلام خواست كه باهمكاري و اتحاد خود براي حل مشكلات منطقه تلاش كنند و دولت نيز در حل اين مشكلات و براورده كردن نيازها، آنها را كمك خواهد كرد.

قبل از سخنان رييس جمهوري نمايندگان اقضاي مختلف مردم استان ايلام همچون نماينده مطبوعات محلي ، ورزشكاران ، دانش آموزان ، زنان، بازاريان و صنعتگران در سخنان كوتاهي با بيان مشكلات و نيازهاي خود، رفع اين مشكلات را از رييس جمهوري و دولت خواستار شدند.


---> رييس جمهوري. دولت. مردم. نيازهاي. مشكلات. صنعتگران. بازاريان.مطبوعات.ايرنا.

+ نوشته شده در  84/09/13ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  | 

یک خبر ......

دکتر وکیلی استاد تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه در میان عدالتهای جاری در تمام اعصار ، حضرت علی(ع) عالی ترین نماد انسانی عدالت است، گفت: عدالت مطلوب مورد نظر مولا علی (ع) باید در تمام شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و معیشتی سرلوحه قرار گیرد و دستاویزی برای زندگی روزمره باشد.
دکتر هادی وکیلی استاد تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد در گفتگو با خبرنگار دین و اندیشه "مهر" در مشهد اظهار داشت: گفتمان عدالت گفتمانی است برای عمل نه گفتمانی برای سخن و تئوری .

وی افزود: تعریف امام علی (ع) از عدالت بر مبنای کارایی و قرار گرفتن هر چیز در ظرف زمانی و مکانی خود است بنابراین امام علی (ع) نه تنها در ارائه عدالت پیشروترین است بلکه تنها فرد مقتدر تاریخ است که بعد از پیامبر این تئوری را با تمام ابعادش پیاده کرد، بعنوان مثال حضرت برای انتخاب کارگزار خود به اسم و رسم دار بودن توجه نمی کرد، بلکه به لیاقت و توانایی اهمیت می داد .

استاد تاریخ دانشگاه فردوسی، با تأکید بر اینکه در میان عدالتها ی جاری در تمام اعصار علی(ع) عالی ترین نماد انسانی عدالت است، یادآورشد: عدالت مطلوب مورد نظر مولا علی (ع) باید در تمام شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و معیشتی سرلوحه قرار گیرد و دستاویزی برای زندگی روزمره باشد .


وکیلی تصریح کرد: یکی از ابعاد عدالت مدارانه امیرالمؤمنین ترکیب بخش معرفتی و محبتی ایشان است بگونه ای که بسیاری از نویسندگان عرب علی (ع) را نه عادل بلکه عدل محض معرفی می کردند .

وی در مورد عدالت علی (ع) گفت : عدالت علی (ع) آنچنان انطباقی بر مفهوم عدالت دارد که نمی توان میان علی و عدالت تفکیک قائل شد .
+ نوشته شده در  84/09/09ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  | 

ولكم في القصاص ...

                       

 

ولكم في القصاص  حيوه ياولي الالباب لعلكم تتقون

وبراي شما اي صاحبان خرد در قصاص زندگي است شايد از {خونريزي} پرهيز كنيد

درتفسير نعماني بعد از ذكر اين ايه وبرخي آيات ديگر از امير المومنان امام علي (ع) روايت شده است كه اين آيات دليل بسيار روشني است بر اين كه امت بايد امام وپيشوايي داشته باشد تا به كارهاي آنها قيام كند وآنان را به خوبي امر واز بدي نهي كند وحدود الهي را در ميان ان ها اجرا كند وبا دشمن مبارزه كند وغنيمت ها راعادلانه تقسيم كند و واجبات  را واجب كند وصلاح را به آنان نشان دهد  وآنان را از آنچه برايشان زيان بخش است بر حذر دارد  زيرا امر ونهي سبب بقاي  مردم است وگرنه ميل به خوبي ها وترس از بدي ها از بين مي رود وهيچ كس از گناه باز نمي ايستد ونظام جامعه فاسد مي شود ونتيجا بندگان خدا هلاك ميشوند

 از اين آيه بر مي آيد كه يكي از شروط مهم براي ولايت فقيه ويا امام ويا هر پيشوايي عدالت است زيرا عدالت است كه موجب مي شود از تضادها در جامعه جلوگيري كند و...

نمونه اي از عدالت امام علي پيشواي شيعيان

روايت شده كه دومرد را نزد امير المومنان علي (ع) آوردند كه چيزي از بيت المال دزيده بودند يكي از آن دو مرد برده اي از بيت المال بود علي (ع) فرمود: براي اوحدي نيست زيرا هر دوما خداوند است كه بعضي از ان بعض ديگر را خورده است واما دومي پس بر او حد جاري است وامر فرمود دست او او رابريدند

مناجات

از جرم وگناه من سراسر بگذر

شرمنده مکن مرا بروز عرصات

ای جمله بيکسان عالم را کس

يکجو کرمت تمام عالم را بس

+ نوشته شده در  84/09/09ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  | 

مفهوم عدالت اجتماعی

اجراى احكام و اصول سياسى اسلام، هدف اصلى نظريه‏پردازى‏هاى سياسى است. تأملات نظرى درباره مفاهيمى چون عدالت، آزادى، برابرى، جامعه مدنى و ... هنگامى مورد قبول و مؤثر واقع مى‏شود كه با در نظر گرفتن شرايط اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى جامعه، زمينه‏هاى اجرا و عملى شدن بيشترى براى آنها فراهم شود. بى‏ترديد، هدف از توليد علم و نظريه‏پردازى در جامعه كنونى ايران، رفع مشكلات نظرى براى شفاف شدن مسير عمل است. پژوهش حاضر نيز به بيان شاخص‏ها و ابعاد عينى‏تر عدالت اجتماعى براى بالا بردن توان عملى و اجرايى آن در جامعه مى‏پردازد. وقتى تصوير ذهنى كارگزاران از عدالت اجتماعى شفاف‏تر گردد، مى‏توان به تحقق عدالت در جامعه اميدوار شد.

در اين پژوهش نخست به ابعاد، مؤلفه‏ها و شاخص‏هاى عدالت اجتماعى اشاره شده است و در ادامه، سازوكارهايى كه به تحقق اين ابعاد يارى مى‏رسانند، در سه بُعد سياسى، اقتصادى و فرهنگى مورد بررسى قرار گرفته‏اند. عدالت فردى و شخصى نيز به عنوان بُعدى مجزا در كنار سه بُعد فوق مطرح شده است، گر چه مى‏توان آن را در ذيل عدالت فرهنگى، سياسى و اقتصادى نيز بيان كرد.
در مورد عدالت اجتماعى پژوهش‏هاى بسيارى صورت گرفته و هر انديشمندى به اقتضاى بحث خود تعريفى از آن را ارايه داده است، با اين حال هر تعريف تنها گوشه‏اى از مفهوم عدالت را روشن مى‏كند. نگارنده با توجه به اين مسئله، سعى كرده به ابعادى از عدالت كه به نظر مى‏رسد در نيل به مفهومى روشن‏تر و كامل‏تر از عدالت يارى مى‏رساند، اشاره نمايد.

مفهوم و ابعاد عدالت اجتماعى‏

برابرى و مساوات‏

برابرى از مهم‏ترين ابعاد و بلكه اصلى‏ترين معناى عدالت است. معناى برابرى اين است كه همه افراد صرف نظر از مليت، جنس، نژاد و مذهب، در إزاى كار انجام شده از حق برابر به منظور استفاده از نعمت‏هاى مادى و معنوى موجود در جامعه برخوردار باشند.2 مبناى برابرى اين است كه: «انسان‏ها به حسب گوهر و ذات برابرند... و از اين نظر، دو گونه يا چند گونه آفريده نشده‏اند».3 يا به فرمايش رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله: «الناس كأسنان المشط؛4 مردم مثل دانه‏هاى شانه هستند». اما آيا برابرى ذاتى انسان‏ها سبب برابرى آنها در همه زمينه‏ها مى‏باشد؟ و آيا تفاوت استعدادها و شايستگى‏هاى افراد باعث نابرابرى آنها با سايرين نمى‏شود؟
ارسطو برابرى را در لحاظ نمودن افراد در برخوردارى از ثروت، قدرت و احترام مى‏داند و معتقد است بايد با هر كس مطابق با ويژگى‏هايش برخورد كرد.5 از طرف ديگر، عده‏اى برپايى مساوات عادلانه را در دادن ميزان آزادى، معقول مى‏دانند تا ميدان براى فعاليت كليه افراد فراهم گردد:
به موجب اين كه مقدار فعاليت‏ها و كوشش‏ها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مى‏آيد: يكى جلو مى‏افتد و يكى عقب مى‏ماند؛ يكى جلوتر مى‏رود و يكى عقب‏تر... به عبارتى، معناى مساوات اين است كه هيچ ملاحظه شخصى در كار نباشد.6
برابرى اجتماعى در سه عرصه سياسى، فرهنگى و اقتصادى نمود مى‏يابد. بسط و توضيح هر يك از اين موارد در قسمت‏هاى مربوط به عدالت سياسى، اقتصادى و فرهنگى بيان خواهد شد.

 قانون‏مندى‏

قانون مجموعه مقرراتى است كه براى استقرار نظم در جامعه وضع مى‏گردد. كارويژه اصلى قانون، تعيين شيوه‏هاى صحيح رفتار اجتماعى است و به اجبار از افراد مى‏خواهد مطابق قانون رفتار كنند. طبق اصول جامعه شناختى، فردى بهنجار تلقى مى‏شود كه طبق قوانين جامعه رفتار نمايد. اما آيا متابعت از هر قانونى سبب متصف شدن افراد به صفت عدالت مى‏گردد؟
در پاسخ بايد گفت كه هر قانونى توان چنين كارى را ندارد. قانون در صورتى تعادل‏بخش است كه خود عادلانه باشد و عادلانه بودن قانون به اين است كه منبع قانون، قانون گذاران و مجريان آن عادل باشند. تنها در چنين صورتى است كه قانون‏مندى افراد سبب عادل شدن آنها مى‏گردد. قانون علاوه بر عادلانه بودن بايد با اقبال عمومى مردم نيز مواجه شود كه البته وقتى مردم منبع قانون را قبول داشته باشند و به عدالت قانون‏گذاران و مجريان آن اعتماد يابند، قانون را مى‏پذيرند و به آن عمل مى‏كنند.
در جامعه دينى كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مى‏دهند، قانون حاكمْ قانون اسلام است، زيرا منبع آن را مردم پذيرفته‏اند، لذا قانون مى‏تواند امر و نهى كند و عمل به آن عادلانه است. به طور كلى، هماهنگى مستمر انسان با هنجارهاى اجتماعى و سنن و آداب منطقى جامعه، از مظاهر عدالت انسانى است و فرد را جامعه‏پسند و استاندارد معرفى مى‏كند.7 علامه محمدتقى جعفرى در اين مورد مى‏نويسد:
زندگى اجتماعى انسان‏ها داراى قوانين و مقرراتى است كه براى امكان‏پذير بودن آن زندگى و بهبود آن وضع شده‏اند، رفتار مطابق آن قوانين، عدالت و تخلف از آنها يا بى‏تفاوتى در برابر آنها، ظلم است.8

 اعطاى حقوق‏

منظور از حق، امتياز و نصيب بالقوه‏اى است كه براى شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن، او اجازه و اختيار ايجاد چيزى را دارد يا آثارى از عمل او رفع شده و يا اولويتى براى او در قبال ديگران در نظر گرفته شده است و به موجب اعتبار اين حق براى او، ديگران موظف‏اند اين شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذيرند.9
طبق تعريف مذكور، عدالت زمانى تحقق مى‏يابد كه به حقوق ديگران احترام گذاشته شود و اجازه و اختيار و يا تصرفى كه حق فرد است، به او داده شود و از تجاوز به حقوق فرد پرهيز گردد. حق در معناى ذكر شده به معناى آن چيزى است كه بايد باشد - چه تا به حال رعايت شده باشد و چه نشده باشد10 - نه به معناى آن چه كه هست.
هر چيزى در جامعه داراى حق است و تعادل اجتماع هنگامى ميسر مى‏گردد كه اين حقوق مراعات شود؛ براى مثال، يكى از بزرگ‏ترين حقوقى كه افراد بشر دارند، حق تعيين سرنوشت است، حال اگر به دلايلى اين حق از انسان سلب گردد به عدالت رفتار نشده است. براى اجراى خوب اين بُعد از عدالت اجتماعى، كارهايى بايد صورت گيرد: نخست، بايد حقوق، اولويت‏ها و آزادى‏هاى افراد معين و مشخص شود؛ دوم، جايگاه صحيح اين حقوق تعيين گردد و سوم، اين حقوق به درستى و از سوى افراد و مراجع ذى‏صلاح مراعات شود. همه افراد به شناخت حقوق متقابل خود با ديگران ملزم‏اند. سعادت و كمال هر انسانى در گرو شناخت و مراعات حقوقى است كه بر گردن اوست.

 توازن‏

توازن با توزيع عادلانه ارتباط بسيارى دارد. البته نه تنها به اين معنا كه امكانات به طور شايسته و صحيح به افراد مستحق برسد، بلكه علاوه بر آن، امكانات به حد لازم و مورد نياز وجود داشته باشد. هر چيزى كه اجتماع لازم دارد، بايد به اندازه كافى موجود باشد.
نكته ديگر در بحث توازن، اين است كه امكانات به نحو صحيح در جامعه تقسيم گردد؛ براى مثال، در جامعه كارهاى فراوانى در بخش‏هاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى، قضايى و ... وجود دارد. اولاً: اين كارها بايد ميان افراد تقسيم شود و ثانياً: تقسيم كار بايد به اندازه كافى و ضرورى باشد و طبق نيازهاى هر بخش، بودجه و نيرو مصرف گردد. عدل به اين معنا، سبب دوام و بقا و تأمين عدالت در كل مجموعه مى‏شود،11 هم‏چنين از پيدايش شكاف طبقاتى و ايجاد طبقه مرفه و ثروتمند در سويى، و طبقات فقير و نيازمند در سوى ديگر جلوگيرى مى‏كند. توازن، مصلحت كل جامعه را تأمين مى‏كند و به اين مسئله توجه دارد كه توزيع نقش‏ها و امكاناتْ بخشى، مقطعى و محدود نباشد، بلكه همه جانبه بوده و كليه بخش‏ها و افراد را در بر گيرد

+ نوشته شده در  84/09/09ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  | 

+ نوشته شده در  84/09/08ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  | 

جايگاه علي عليه السلام درهستي

 

       

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

 

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

 

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

+ نوشته شده در  84/09/08ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط زری خداترس.سمانه رسولی.فائزه خداترس  |